کحص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کحص . [ ک َ ] (ع مص ) بازکاویدن از پای خود. (منتهی الارب ). فحص . (از اقرب الموارد). رجوع به فحص شود.
کحص . [ ک َ ] (ع اِ) گیاهی است که دانه ٔ آن به عین الجراد ماند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کحص . [ ک َ ] (ع مص ) بازکاویدن از پای خود. (منتهی الارب ). فحص . (از اقرب الموارد). رجوع به فحص شود.
کحص . [ ک َ ] (ع اِ) گیاهی است که دانه ٔ آن به عین الجراد ماند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).