کجله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کجله . [ ] (اِ) به هندی نام دوایی است و بعضی گویند بمعنی دوا با حای حطی است نه جیم . (برهان ) . رجوع به کُچُلَه شود.
کجله . [ ] (اِ) اسم هندی بوره ٔ ارمنی است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
کجله . [ ک َ ل َ / ل ِ ] (اِ) پرنده ای است از جنس کلاغ و آن سیاه و سفید می باشد و آن را عکه هم می گویند و به عربی عقعق خوانند. (برهان ). نام جانوری است که آن را کلاژه و عکه نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). مرغی است که آن را کلاژه نیز گفته اند. (آنندراج ). کلاغی است سیاه و سفید. زاغچه . (یادداشت مؤلف ). غجله (در تداول ترکان آذربایجان ). در تداول عامه ٔ مردم گناباد کلیجدک و آن را بر نوعی کلاغ سیاه و سفید اطلاق کنند.