کج کلا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کج کلا. [ ک َ ک ُ ](ص مرکب ) مخفف کج کلاه . (یادداشت مؤلف ) : شاه کج کلا رفته کربلا ما شدیم اسیر از دست وزیر نان شده گران یک من یکقران . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به کج کلاه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کج کلا. [ ک َ ک ُ ](ص مرکب ) مخفف کج کلاه . (یادداشت مؤلف ) : شاه کج کلا رفته کربلا ما شدیم اسیر از دست وزیر نان شده گران یک من یکقران . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به کج کلاه شود.