کتابی زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کتابی زدن . [ ک ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) نوشیدن شراب از کتابی . (فرهنگ فارسی معین ) : یک دو کتابی بزن از دست پیر تا خبر از سر کتابت دهد. حبیب خراسانی (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کتابی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کتابی زدن . [ ک ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) نوشیدن شراب از کتابی . (فرهنگ فارسی معین ) : یک دو کتابی بزن از دست پیر تا خبر از سر کتابت دهد. حبیب خراسانی (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کتابی شود.