کامروایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامروایی . [ رَ ] (حامص مرکب ) تمتع. کامیابی و برخورداری و رسیدن به آرزو. (ناظم الاطباء). پیروزی و غلبه و خوشبختی : شادیش باد وکامروایی و مهتری پایندگی سعادت و پیوستگی ظفر. فرخی . بی خدمت و بی جهد به نزد ملک شرق کس را نبود مرتبت و کامروایی . منوچهری . نی، گوشه و کنجی و کتابی بر عاقل بهترز بسی گنج و بسی کامروایی . انوری .