کامجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامجو. (نف مرکب ) جوینده ٔ تمتع و عیش و عشرت . (ناظم الاطباء). رجوع به کامجوی شود : وصل زن هرچند باشد پیش مرد کامجو روح راحت را کفیل و نقد عشرت را ضمان . اوحد سبزواری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کامجو. (نف مرکب ) جوینده ٔ تمتع و عیش و عشرت . (ناظم الاطباء). رجوع به کامجوی شود : وصل زن هرچند باشد پیش مرد کامجو روح راحت را کفیل و نقد عشرت را ضمان . اوحد سبزواری .