کاظم آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاظم آباد. [ ظِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ باختری شهرستان رفسنجان، واقع در ١٥هزارگزی باختر رفسنجان و ٧هزارگزی شوسه ٔ رفسنجان به یزد. جلگه و سردسیر و دارای ١٢٠ تن سکنه است . آب از قنات دارد. محصول آن غلات و پسته و پنبه و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
کاظم آباد. [ ظِ ] (اِخ ) دهی از دهستان زید آباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان، واقع در ٢٨هزارگزی شمال سعیدآباد و ٤هزارگزی باختر راه فرعی زیدآباد به سعیدآباد.جلگه و سردسیر و دارای ٩٠ تن سکنه است . آب از قنات دارد. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
کاظم آباد. [ ظِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد، ٤٠هزارگزی باختر نورآباد: ٢٨هزارگزی باختر شوسه ٔ خرم آباد بکرمانشاه . دامنه و سردسیر و مالاریائی و دارای ١٨٠ تن سکنه است . آب از چشمه ها دارد. محصول آن غلات و تریاک و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آن سیاه چادربافی است .راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ٔ شاهیوند بوده زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).