چیست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیست . (جمله ٔاستفهامی ) مخفف چه هست، یا چه چیز است : دمنه را گفتا تا این بانگ چیست با نهیب و سهم این آوای کیست . رودکی . چه سازیم و درمان اینکار چیست بر این رفته تا چند خواهی گریست . فردوسی . ترا دل پر اندیشه ٔ مهتریست ببینیم تا رای یزدان بچیست . فردوسی . جهاندار گفت این سخن چیست باز خداوند این راز که وین چه راز. فردوسی . باز رز را گفتی ای دختر بیدولت این شکم چیست چو پشت و شکم خربت . منوچهری . عزم دیدار تو دارد جان برلب آمده بازگردد یا برآید چیست فرمان شما. حافظ. ◄ در زبان شعر گاهی بتناسب وزن حرف «چ » و «ی » متحرک میشود و بوزن «چه است » بکار میرود چنانکه در این بیت ناصرخسرو : نیکوی چیست و خوش چه ای برنا دیباست ترا نکو و خوش حلوا. ناصرخسرو. ◄ به چه سبب است . از چه روست . چراست : وندر این بستان چندین طرب مستان چیست . منوچهری . چین درابرو بسرم آمدن ای بدخو چیست گر سر جنگ نداری گره ابرو چیست ؟ (از لغت اوبهی ). ◄ چگونه است . چطور است . که است . به چه کیفیت است . چه سان است . چون است : بوستانبانا حال و خبر بستان چیست وندرین بستان چندین طرب مستان چیست . منوچهری . زن را آهسته بیدار کرد و معلوم گردانید که حال چیست . (کلیله و دمنه ).