چیر آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیر آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) چیره شدن . پیروز شدن . فاتح گشتن . غالب آمدن . رجوع به چیر و چیره شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیر آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) چیره شدن . پیروز شدن . فاتح گشتن . غالب آمدن . رجوع به چیر و چیره شود.