چهر آراستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهر آراستن . [ چ ِ ت َ ] (مص مرکب ) آرایش کردن صورت . زیب و زینت کردن رخسار. خوش منظر ساختن صورت . به چهره آذین بستن . ♦ آرایش ِ چهر ؛ آرایش چهره . زیب و زینت ِ رخسار. آراستگی منظر و چهره : بر آرایش چهر با فر و زیب نباید که گیرندت اندر فریب . فردوسی . ♦ زمین را به چهر آراستن خورشید ؛ آن را روشن و نورانی کردن : چو از چرخ گردنده بفروخت مهر بیاراست روی زمین را به چهر. فردوسی .