چهارچشم شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارچشم شدن . [ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه است از به دقت در کسی یا چیزی نگاه کردن . کنجکاوانه به بررسی چیزی پرداختن . با کنجکاوی فراوان به کسی یا چیزی نگریستن : صدر جهان محمد اسعد که سوی او اقبال را شده ست ز جودش چهارچشم . هروی مروزی . رجوع به چارچشم شدن شود.