چهارطاق کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارطاق کردن . [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ساختن عمارتی که به چهارطاقی شبیه باشد. چهارطاق پدید آوردن . ♦ چهارطاق کردن در ؛ در را بتمامی بازکردن . هر دو لنگه ٔ در را بالتمام بازکردن . (یادداشت مؤلف ). ۩ کنایه از بازکردن دو زانوی خمیده ٔ شخص نشسته است بطرفین چنانکه انتهای دوران نمایان گردد.