چهارصباح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارصباح . [ چ َ / چ ِ ص َ ] (اِ مرکب ) چهارروز. چهاربامداد. چهارصباح عمر. چهارروز عمر. چهارروزه ٔ عمر. چهارروزه ٔ زندگانی . و از آن کوتاهی مدت اراده کنند. و یا کوتاه وانمود کردن مدت خواهند، هرچند که کوتاه نباشد. سپنج . رجوع به چارصباح شود.