چنبک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چُ بَ)(اِ.)۱ - خیز، جست.<BR>۲- چمباتمه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چُ بَ)(اِ.)۱ - خیز، جست. ۲- چمباتمه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چنبک . [ چُم ب َ ] (اِ) خیز کردن و جستن را گویند. (برهان ) خیز کردن و برجستن باشد. (جهانگیری ). به معنی جست و خیز. (رشیدی ). بمعنی جست و خیز کردن . (انجمن آرا) (آنندراج ). جست و خیز. (ناظم الاطباء). و رجوع به چنبیدن شود. ◄ بمعنی سنگ آهن ربا هم آمده است و به یونانی مغناطیس خوانند. (برهان ). سنگ آهن ربا بود و آن را به تازی مغناطیس خوانند. (جهانگیری ). آهن ربا و مغناطیس . (ناظم الاطباء).