چنبر ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چنبر ساختن . [ چَم ْ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) حلقه ساختن . طوق و قلاده ساختن : زین سخن صدهزار چنبر ساخت همه در گردن وزیر انداخت . نظامی . رجوع به چنبر و چنبر ساز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چنبر ساختن . [ چَم ْ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) حلقه ساختن . طوق و قلاده ساختن : زین سخن صدهزار چنبر ساخت همه در گردن وزیر انداخت . نظامی . رجوع به چنبر و چنبر ساز شود.