چله نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چله نشین . [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ن ِ ] (نف مرکب ) چلّه نشیننده . کسی که در چله خانه می نشیند و روزه داشته ریاضت می کشد. (ناظم الاطباء). آن کس که چهل روز به ریاضت و عبادت نشیند. مرتاضی که چهل روز ترک حیوانی کند. معتکف چله . آنکه در گوشه ٔ خلوت به شرایط و آداب چله نشستن عمل کند.آن کس که در کار چله داشتن و چله نشستن است . مرتاض یا زاهد یا درویش چله گیر. ◄ به معنی مطلق گوشه گیر و منزوی و معتکف . هرکس که در محلی گوشه گیرد و اعتکاف گزیند : چون دل من به دوستی چله نشین دیر شد طاعت و زاهدی خود زیر ستانه یافتم . عطار. ◄ به اصطلاح لوطیان، آلت تناسل . (آنندراج ). به اصطلاح لوطیان، نره . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
گوشهگیر، معتکف، معتزل، منزوی ریاضتکش چلهدار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی