چلهدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چله دار. [ چ ِل ْ ل َ/ ل ِ ] (نف مرکب ) کمانگر. (آنندراج ). سازنده ٔ کمان .کمان ساز. متخصص ساختن و چله بستن کمان : کشیده کمان را چو از روی کار طلبکار تیرش شده چله دار. طغرا (از آنندراج ). ◄ در تداول عامه، کسی است که در روز چهلم مرگ عزیزی عزاداری کندو مراسم چله را برگزار سازد. آنکه چله داری کند. و رجوع به چله و چله داری و چله داری کردن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی