چله خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چله خانه . [ چ ِل ْ ل َ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهاباد بخش بافق شهرستان یزد که در ٦٠ هزارگزی شمال باختر بافق به شهرنو و خرانق واقع است . جلگه و گرمسیر است و ٨١ تن سکنه دارد. محصولش غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت، صنایع دستی زنان کرباس بافی و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
چله خانه . [ چ ِل ْل َ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب که در ١٣ هزارگزی شمال خاوری سراب و ٨ هزارگزی راه شوسه ٔ سراب به اردبیل واقع است . جلگه و معتدل و جدیدالاحداث است و ١٢ تن سکنه دارد. آبش از کهریز. محصولش غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چله خانه . [ چ ِل ْ ل َ ن َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان کلیبر بخش کلیبر شهرستان اهر که در ١١ هزارگزی جنوب خاوری کلیبر و ٥ هزارگزی راه شوسه ٔ اهر به کلیبر واقع است . کوهستانی و معتدل است و ٢١ تن سکنه دارد. آبش از چشمه . محصولش غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی