چشم براه داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم براه داشتن . [ چ َ / چ ِ ب ِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از انتظار کشیدن باشد. (برهان ) (آنندراج ). مرادف چشم براه دوختن و چشم و دیده براه نهادن . (از آنندراج ). انتظار کشیدن . (ناظم الاطباء) : مدتی شد که تا بدان امید چشم دارد براه و گوش بدر. انوری . دل که بیابان گرفت چشم ندارد براه هر که صراحی کشید گوش ندارد بپند. سعدی .