چشم آلوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) نک چشم آغیل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) نک چشم آغیل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم آلوس . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) نگرستن بود بگوشه ٔ چشم . (فرهنگ اسدی ). بمعنی چشماغیل است که بغضب و قهر بگوشه ٔ چشم نگاه کردن باشد. (برهان ). بمعنی چشم آغیل است . (جهانگیری ). بگوشه ٔ چشم نگریستن از روی قهر بر دشمن .(انجمن آرا) (آنندراج ). نظر بگوشه ٔ چشم . (فرهنگ نظام ). چشماغل . چشماغول . چشماغیل . چشم زهره : کیوس وار بگیرد همی بچشمالوس بسال فرخ شبها امیر روز غدیر. دقیقی (از فرهنگ اسدی ). ◄ کژبین . (ناظم الاطباء). ◄ بغضب نگاه کننده را نیز گویند. (برهان ) . رجوع به چشماغل و چشماغول و چشماغیل شود.