چالاک شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چالاک شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) چست و چابک شدن . جلد و فرز شدن . تند و تیز شدن . ◄ مجازاً بمعنی بر سر شوق آمدن . خوش و خرم شدن . بانشاط شدن : جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد. مولوی .