چالانچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ تر. ] (ص نسب.) سازنده، نوازنده، ساززن.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ تر. ] (ص نسب.) سازنده، نوازنده، ساززن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چالانچی . (اِخ ) دهی از دهستان ایوان بخش گیلان شهرستان شاه آباد که در ٧ هزارگزی جنوب باختری جوی رز و یک هزارگزی شوسه شاه آباد به ایلام واقع شده زمینش دشت و هوایش سردسیر است و ١٧٥٠ تن سکنه دارد. آبش از سراب ایوان و محصولش غلات و برنج و حبوبات و توتون و لبنیات میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است و چادرنشین هستند. زمستان گرمسیر را به حدود باخترایوان و سومار میروند. در دو محل نزدیک بهم به علیاو سفلی مشهورند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
چالانچی . (ترکی، ص مرکب ) سازنده . نوازنده . ساززن .