چارملک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارملک . [ م َ ل َ ] (اِخ ) چهارملک . چهار فرشته ٔ مقرب خدا.جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل : گاهی براق چارملک را لگام گیر گاهی به دیو هفت سری بر کند لگام . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارملک . [ م َ ل َ ] (اِخ ) چهارملک . چهار فرشته ٔ مقرب خدا.جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل : گاهی براق چارملک را لگام گیر گاهی به دیو هفت سری بر کند لگام . خاقانی .