چارمغز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارمغز. [ م َ ] (اِ مرکب ) چهارمغز. جوز را گویند که گردکان است . (برهان ). تخم درختی است از قسم میوه به فارسی گردکان و به هندی اکهروت گویند. (آنندراج ). جوز مغز فارسی که بهندش اکهروت نامند. (شرفنامه ٔ منیری ). گردکان که چهارمغز دارد.جوز. گردو. گوز. خسف . جوز چارمغز. ضَبْر و ضَبِر؛ درخت چارمغز. لُب ّ، چارمغز گردکان است . (منتهی الارب ). ◄ مغز تخمه ٔ کدو و خربزه و هندوانه و خیار. ◄ مغز پسته و فندق و بادام و گردو. ♦ دهن الجوز ؛ روغن چارمغز. و رجوع به گردکان شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی