چارضرب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارضرب . [ ض َ ] (اِ مرکب ) نوعی از نوازش ساز که بهندی چوتالا گویند. (آنندراج ). نوعی از نواختن ساز. (ناظم الاطباء). قسمی نواختن ضرب است . ◄ نوعی از نواختن ضرب که در زورخانه معمول است . ◄ نوعی از اشغال صوفیان .(آنندراج ). ◄ کنایه از تراشیدن موی ریش و بروت و ابرو که بعضی قلندران کنند. (آنندراج ). و چهار ضرب ابدال نیز همین است . (آنندراج ) : در چارضرب، ابدال، ابرو تراشد از رو تا هیچکس نگوید بالای چشمت ابرو. ابراهیم ادهم (از آنندراج ). مه تازه گدای شرق و غرب است در زیر تراش چارضرب است . زلالی (از آنندراج ). ♦ لعن چارضرب ؛ نوعی لعن که شیعیان متعصب کنند. ◄ حساس هوشیار مانند برده . (ناظم الاطباء).