چاردیواری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاردیواری . [ دی ] (اِ مرکب ) خانه . محوطه ای که فقط چهار دیوار دارد بی هیچ بنای دیگر. جدیر؛ چاردیواری . (منتهی الارب ). جدرالجدار؛ چاردیواری ساخت . (منتهی الارب ). ♦ امثال : چاردیواری اختیاری ؛ مثلی است که از آن آزادی مسکن و منزل اراده کنند یعنی هر خانه مصون از تعرض است . ◄ بودجه ٔ چاردیواری یعنی بودجه ٔ کامل و دربست . ◄ میدان و آبشتگاه . (ناظم الاطباء).