پیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیف . [ پیف ف ] (اِ صوت ) پیفه . کلمه ای است کراهت نمودن از بوی بد را. صوتی، نمودن کراهت از بوی ناخوشی را. صوتی که گاه کراهت از بوی بداداکنند. کلمه ای نمودن اکراه را از بوئی عفن . صوتی که از آن نفرت و کراهت از استشمام بوئی بد نمایند.