پیش خوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- کسی که در مجلس تازه واردان را معرفی میکند.<BR>۲- کسی که پیش از وعظ و روضه خوانی، مجلس را با روضه خواندن آماده میکند، پامنبری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- کسی که در مجلس تازه واردان را معرفی میکند. ۲- کسی که پیش از وعظ و روضه خوانی، مجلس را با روضه خواندن آماده میکند، پامنبری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش خوان . [ خوا / خا ] (اِ مرکب ) پیشخان . پیش تخته . صندوق مانندی که جلو دکان عطاران و قصابان هست که بر اولی پول شمارند و متاع فروخته را نزد بایع نهند و بر دیگری گوشت خرد کنند. صندوق مانندی چوبین که عطار و دیگر کسبه در پیش دکان دارند و خود در پس آن ایستند یا نشینند و بر آن کالا وزن کنند و دخل در آن ریزند و ترازو بالای آن جای دهند. ◄ تخته ٔ زیر ترازو. ◄ در روضه خوانی یا تعزیه، پامنبری اطفالی که پیش از اقامه ٔ روضه یا تعزیه بجماعت خواندندی . چند پسر و دخترمقابل هم صف بسته که با هم چون براعت استهلالی بشعر، در برابر مستمعین و بینندگان خواندندی : چون شود هنگامه ٔ گل گرم در طرف چمن پیشتر از مرغ بستان پیش خوانی میکنم . علی ترکمان (از آنندراج ). ◄ (نف مرکب ) آنکه چون کسی در مجلس وارد شود بیان حسب و نسب او کند، تا اهل مجلس درخور آن تعظیم و مراعات او کنند. (آنندراج ) : در خلاصم رستمیها کرد عشق پیشخوان قصه ٔ من بیژن است . ظهوری (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی