پیدا آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیدا آوردن . [ پ َ / پ ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) هستی دادن . بوجود آوردن . پدید کردن . نمودن : چنانکه این پادشاه را پیدا آرد (خداوند) و با وی گروهی مردم دررساند اعوان وخدمتگاران وی که فراخور وی باشند. (تاریخ بیهقی ). همی گویی زمانی بود از معلول تا علت پس از ناچیز محض آورد موجود ترا پیدا. ناصرخسرو. ◄ آشکار کردن : و در دولت و نوبت خویش منزلت او پیدا آرند. (کلیله و دمنه ).