پی برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی برداشتن . [ پ َ / پ ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) دنبال کردن . تعقیب کردن : گر به ما همسفری، سلسله از ما بردار پشت پازن دو جهان را و پی ما بردار. صائب . ◄ دنبال کردن کسی برای یافتن وی . ایز او را برداشتن : حق نعمت شاه بگذاشتند پی ِ کشتن شاه برداشتند. نظامی . ◄ محو کردن . از میان بردن : دو گرگ جوان تخم کین کاشتند پی روبه پیر برداشتند. نظامی .