پوی و تک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوی و تک .[ ی ُ ت َ ] (اِ مرکب، از اتباع ). رجوع به پوی و رجوع به تک و رجوع به تک و پو و تکاپو شود : راهشان یوز گرفته ست و ندارند خبر زآن چو آهو همه در پوی و تک و بابطرند. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوی و تک .[ ی ُ ت َ ] (اِ مرکب، از اتباع ). رجوع به پوی و رجوع به تک و رجوع به تک و پو و تکاپو شود : راهشان یوز گرفته ست و ندارند خبر زآن چو آهو همه در پوی و تک و بابطرند. ناصرخسرو.