پولک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پولک . [ ل َ ] (اِ مصغر) مصغر پول . پول خرد. پول کوچک . ◄ مصغر پول، پل . پل کوچک : سرپولک نام محله ای از طهران . ◄ صفیحه . صفحه ٔ کوچک مدور. ◄ جای کلید قفلهای مغزی و پشتی . ◄ فلوس ماهی . (آنندراج ). ◄ دنده ٔ سیر. ◄ پشیزه . پشیزه ٔ فلزین . زرک . نقده . فلس . فلوس . پشیزه از برنج و مس و جز آن . حرشف . ◄ پشیزه ٔ زرین یا سیمین یا از جنسی دیگر که بر جامه دوختندی یا بر روی عروس چسبانیدندی . چیزی از فلز برنج برنگ زر به اندازه ٔ عدس و سوراخی در میان که از آن جامه ها را زینت می داده اند به دوختن آن در جامه بصور و اشکال گوناگون .