فرهنگ لغت

پوست

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

جلد، مخاط، بشره، چرم، پوست دباغی‌شده، ورنی، چرم گاو، تیماج، جیر، پوست مار، مشک فلس، پولک، لاک روکش، لعاب، غشا، لایه اکتودرم (برون‌پوست)، ملانین زگیل، بیماری پوستی انگشتی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پوست | فرهنگ لغت