فرهنگ لغت

پودرشده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

له، ساییده، آسیاب‌شده، آب‌ساب، آش‌ولاش، خردوخمیر، چرخ‌شده، خمیری، ازهم پاشیده

معنی پودرشده | فرهنگ لغت