پوزانیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوزانیاس . [ پ ُ ] (اِخ ) از خویشان خانواده ٔ سلطنتی مقدونی بعهد فیلیپ دوم پادشاه مقدونیه . وی بهمدستی پادشاه تراکیه میخواست تخت مقدونیه را تصرف کند. (ایران باستان ج ٣ ص ١١٩٤).
پوزانیاس . [ پ ُ ] (اِخ ) سیاح و نویسنده ٔ یونانی از قرن دوم میلادی . محل تولد وی درست معلوم نیست، گمان میرود که در لیدیه ٔ آسیای صغیر بدنیا آمده و دوران جوانی را آنجا بسر برده باشد، کتابهای او توصیف یونان است و ده کتاب دارد که هرکدام راجع به یکی از ولایات یونان میباشد. اطلاعات تاریخی و داستانی و افسانه ها وروایات مردم عوام در کتابهای او بسیار است ولی تمام کتابهای وی یکنواخت نیست . در برخی بیشتر و در برخی کمتر کار کرده است . در برخی ساده لوح و در برخی شکاک است . چون داستانها و روایات مردم در کتابهای او بسیار است از این جهت گاهی کتاب او یگانه منبع اطلاعاتی راجع به این قسمت ها میشود. انشاء وی را نمی پسندند واز چیز نویسی مورخین قدیم چون «توسیدید» و «هرودوت »بسیار دور است . (ایران باستان ج ٣ ص ٢١٧٨ و ٢١٧٩).
پوزانیاس . [ پ ُ ] (اِخ ) از قراولان فیلیپ دوم و محبوب وی که در جنگ با ایلیریها کشته شد. رجوع به شرح حال پوزانیاس نام مقدونی الاصل که فوقاً گذشت شود. (ایران باستان ج ٢ ص ١٢٠٨).