فرهنگ لغت

پناهگاه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تحصن‌گاه، جای تحصن، تکیه‌گاه، ملجأ، حرز، مأوا، کهف، حرم، حریم مقدس، محراب، منطقه حفاظت شده، بست، مأمن سنگر، خاکریز، حفاظ پرورشگاه، یتیم‌خانه گوشه عزلت مخفیگاه، حفاظ، سوراخ موش، سایه دیوار لنگرگاه، مارینا، اسکله، پایانه ظل، کنف عیاذ، معاذ، ملاذ پناه‌جویی، پناهندگی، بست‌نشینی، تحصن، التجا، تظلم

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پناهگاه | فرهنگ لغت