فرهنگ لغت

پناهنده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تبعیدی، آواره، آلاخون، ویلان‌وسیلان، بی‌پناه، مهاجر، جلای میهن کرده، اخراجی، معزول گوشه‌نشین، منزوی، آدم تنها طردشده، مطرود، رانده، مورد بی‌احترامی مستثنی، خارجی [صفت: ، جابه‌جاشده، منقول]

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پناهنده | فرهنگ لغت