فرهنگ لغت

پس انداز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پس انداز. [ پ َ اَ ] (ن مف مرکب )ذُخر. ذخیره . پس افکند. پس اوگند. یخنی . نهاده . چیز نهادن کرده . اندوخته . الفغده . دست پس . پس دست . پستائی . ♦ صندوق پس انداز ؛ صندوقی که در آن نقد حاصل از صرفه جوئی در خرج نهند.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پس انداز | فرهنگ لغت