فرهنگ لغت

پس انداز کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پس انداز کردن . [ پ َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) یخنی نهادن . ذخیره کردن . اندوختن . پس دست نگاه داشتن . پستائی کردن . پس افکندن . اذّخار.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پس انداز کردن | فرهنگ لغت