پرگنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ گَ نَ یا نِ) (اِ.) زمینی را گویند که از آن مال و خراج بستانند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ گَ نَ یا نِ) (اِ.) زمینی را گویند که از آن مال و خراج بستانند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرگنه . [ پ َ گ َ ن َ /ن ِ ] (اِ) زمینی را گویند که از آن مال و خراج میگیرند. (برهان ). زمینی را گویند که از آن خراج بستانند. (جهانگیری ). ◄ مرکبی باشد از عطریات و بویهای خوش و آنرا در هندوستان ارگجه گویند و در عربی ذریره خوانند و به این معنی به کسر کاف فارسی هم آمده است . (برهان ). ◄ بفتح اول و سکون ثانی دهات . (برهان ) (غیاث اللغات ). رجوع به پرکنه شود.
پرگنه . [ پ ُ گ ُ ن َه ْ ] (ص مرکب ) پرگناه : برین بر شدن بنده را دستگیر مر این پرگنه را تو کن دلپذیر. فردوسی .
پرگنه . [ پْرُ/ پ ِ رُ ن ِ ] (فرانسوی، اِ) نوعی از طیور خواننده، از خانواده ٔ ئیروندی نیده دارای ده نوع فرعی که در اتازونی بسیار دیده میشود.