پرگال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرگال . [ پ َ ] (اِ) بر وزن و معنی پرگار است که افزار دایره کشیدن باشد. (برهان ). معرّب آن فرجار است : پای ازاین دایره بیرون ننهم یکسر موی گر سراپای چو پرگال کنندم بدو نیم . سلمان . ◄ سامان و جمعیت و اشیاء عالم . (برهان ).