پرکاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرکاره . [ پ َرْ، رَ / رِ ] (اِ) پرکار. ◄ پرکاله . (جهانگیری ). وصله : بر خرقه ٔ تسلیم زن از سوزن اخلاص یک رقعه ٔ پرکاره ٔ ارباب حقایق . نزاری قهستانی (از جهانگیری ). لیکن این بیت برای معنی فوق رسا نیست .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرکاره . [ پ َرْ، رَ / رِ ] (اِ) پرکار. ◄ پرکاله . (جهانگیری ). وصله : بر خرقه ٔ تسلیم زن از سوزن اخلاص یک رقعه ٔ پرکاره ٔ ارباب حقایق . نزاری قهستانی (از جهانگیری ). لیکن این بیت برای معنی فوق رسا نیست .