فرهنگ لغت

پافزار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پافزار. [ ف ِ ] (اِ مرکب ) پاافزار. پوزار. پای افزار. کفش : دست انعام بر سرش میدار ورنه ترتیب پافزار کند. کمال الدین اسماعیل . چرخ گردون چیست با رای تو دود مشعله ربع مسکون چیست در پای تو گرد پافزار. امیرخسرو. و رجوع به پاافزار شود.

معنی پافزار | فرهنگ لغت