فرهنگ لغت

پاغوش زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پاغوش زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) غوطه خوردن : بود زودا که آئی نیک خاموش چو مرغابی زنی در خاک پاغوش . رودکی . (چون شاهدی دیگر یافت نشد این صورت و معنی آن محتاج به تأیید است ). و نیز رجوع به ناغوش شود.

معنی پاغوش زدن | فرهنگ لغت