پارتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص نسب.) منسوب به قوم پارت ؛ از اقوام ایرانی ساکن شمال و شمال شرقی. این قوم به دلیری و جنگاوری مشهور بودند چنان که برخی زبان شناسان واژة «پارتیزان» را برگرفته از نام این قوم میدانند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) منسوب به قوم پارت ؛ از اقوام ایرانی ساکن شمال و شمال شرقی. این قوم به دلیری و جنگاوری مشهور بودند چنان که برخی زبان شناسان واژه «پارتیزان» را برگرفته از نام این قوم میدانند.
[ فر. ] ( اِ.) ۱- دسته، گروه. ۲- قسمت، بخش. ۳- حامی، طرفدار. ۴- جشن، مهمانی. ۵- محموله، بار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پارتی . (فرانسوی، اِ) حزب . فرقه . جمعیت . دسته . گروه .
مترادف و متضاد واژهدان
جمعیت، حزب، دسته، فرقه، گروه جشن، شبنشینی پشتیبان، حامی، طرفدار، طرفگیر، هواخواه، هوادار بخش، قسمت قومپارت (متضاد:)
واژگان فارسی سره واژهدان
میهمانی، مهمانی، جشن، بزم