ویلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ویلی . (اِ، از اتباع ) تابع قیلی می آید: قیلی ویلی . - قیلی ویلی رفتن ؛ در تداول، غنج زدن . هوس بسیار داشتن . مشتاق و آرزومندچیزی یا کسی بودن : فلانی دلش برای دختر خوشگل قیلی ویلی میرود. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).