وقظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقظ. [ وَ ] (ع مص ) بر زمین افکندن یا زدن و سست گردانیدن . ◄ همیشگی ورزیدن بر چیزی . ◄ گران سنگ گردیدن به ضرب . وفعل آن به طور مجهول استعمال شود. ◄ (اِ)حوض خرد که آن را آبگیری باشد که آب بسیار در آن گرد آید. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).