ورناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورناک . [ وِ ] (اِخ ) نام چشمه ای است در کشمیر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) : آن بت کشمیری من تا ز چشم من برفت چشم من از اشک رشک چشمه ٔ ورناک شد. ابونصر نصیرا بدخشانی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورناک . [ وِ ] (اِخ ) نام چشمه ای است در کشمیر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) : آن بت کشمیری من تا ز چشم من برفت چشم من از اشک رشک چشمه ٔ ورناک شد. ابونصر نصیرا بدخشانی (از آنندراج ).