فرهنگ لغت

وحشی | گزیده اشعار | قطعات | شماره ۲۲ - در خیمه سوداگردان

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

درون خیمه سوداگران نیست ز جنس خوردنی جز کرس در کار به تیر خیمه دایم چشمشان باز که هست از نان کماج آن نمودار بود بر بار دایم دیگشان لیک بر آن باری که باشد بر شتر بار

معنی وحشی | گزیده اشعار | قطعات | شماره ۲۲ - در خیمه سوداگردان | فرهنگ لغت