فرهنگ لغت

وحشی | گزیده اشعار | قطعات | شماره ۲۱ - استر بی‌علف

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای خداوند که چون مرکب آهو تک تو ناورد کره گر آهو همه مرکب زاید مرکبی دارم و از حسرت یک مشت علف بر علفزار فلک بیند و دندان خاید نسبتی هست چو با اسب تو او را در اصل گر ز پس مانده خویشش بنوازد شاید

معنی وحشی | گزیده اشعار | قطعات | شماره ۲۱ - استر بی‌علف | فرهنگ لغت